اعتقاد به هر دینی مشروط به پذیرفتن چند حادثه تاریخی مشخص است. مثلا نمی تواند کسی بگوید من مسیحی هستم ولی شام آخر ، به صلیب کشیده شدن مسیح یا حتی وجود شخصی به نام عیسی مسیح را قبول ندارم ؟ و از طرفی اگر بپذیریم تاریخ یک علم احتمالی است و همواره حضور عدم قطعیت را در روایت های تاریخی شاهدیم تا چه اندازه می توان اتکای دین را بر حوادث تاریخی کم کرد ؟ به نظر می رسد ویژگی عدم قطعیت تاریخ با توقف دین بر پذیرش چند حادثه تاریخی ناسازگار است.
مثلا در مسحیت وجود عیسی نیز مورد تردید مورخان است . در تاریخ تمدن ویل دورانت آمده :
آیا عیسی وجود داشته است ؟... ناپلئون هنگام ملاقاتش با نویسنده محقق آلمانی ویلانت در سال 1808 ، چیزی از او درباره سیاست و جنگ نپرسید ، بلکه از او پرسید که آیا به تاریخی بودن عیسی معتقد است یا نه ؟ ...
طبیعی است با وجود دو هزار سال فاصله و کمبود شواهد وجود مسیح مانند بسیاری دیگر از رخدادهای تاریخی ، از طرف مورخان مورد تردید واقع شود . وقتی قدیمیترین نسخه خطی انجیل که در دست است مربوط به قرن سوم است و خود نسخه های اصلی (انجیل های چهارگانه) ظاهرا بین سالهای 60 تا 120 میلادی نوشته شده است و اکثر کسانی که زندگی مسیح را نقل کرده اند از پیروان او بوده اند و انگیزه کافی برای جعل و تحریف تاریخ داشته اند و علاوه بر اینها انسانها عادت دارند آرزوها و خواست هایشان را در تعاریف و روایت هایشان بگنجانند . یعنی حوادث را جوری نقل می کنند که دوست دارند اتفاق می افتاد . فرض کنید امروز حادثه ای در میدان اصلی شهر اتفاق افتاده و صد نفر شاهد این اتفاق بوده اند آیا آنها این حادثه را یکسان روایت می کنند ؟ فرض کنید این حادثه آنقدر اهمیت داشته باشد که دو هزار سال بعد نیز گروهی از انسانها آن را روایت کنند و در طی این دو هزار سال نیز انگیزه های گوناگونی برای تحریف وجود داشته باشد . تصویری که آنها از این حادثه ارائه میدهند چقدر با واقعیت می تواند منطبق باشد ؟
1. مسحیت در سرزمین فلسطین ، که در آن روزگار یکی از ایالت های امپراطوری روم بود ظهور کرد.
2. یهودیان اقلیتی کوچک در خاورمیانه محسوب می شدند که ساکنان سرزمین فلسطین بودند.
3. رومی ها به دشواری می توانستند بر یهودیان ساکن فلسطین فرمان برانند. یهودیان خود را قوم برگزیده خداوند می پنداشتند .
4. بسیاری از یهودیان فلسطین در انتظار رهبری بودند که از طرف خدا در بین آنها ظهور کند و آنها را نجات بدهد و سرزمین فلسطین را به استقلال برساند.
بعید نیست وقتی انتظار آنها به نتیجه نرسیده دست به جعل تاریخ زده باشند و مسیح مخلوق ذهن اقلیت یهودی امپراطوری روم و عکس العمل سیاسی اقلیت ناراضی در مقابل امپراطوری مسلط بر آنها باشد. البته وقتی کنستانتین ، امپراطور روم به دلایل سیاسی دست از آزار مسیحیان برداشت و مذهب مسیحیت را به عنوان مذهب رسمی امپراطوری روم برگزید تاریخ مسیحت وارد دوره جدیدی شد و مسیحت از مذهب اقلیتی ناراضی به دینی جهانی تبدیل شد .
....
منابع : تارخ تمدن ویل دورانت - کنستانتین نوشته کی لینگ ری و ترجمه دکتر احمد کریمی حکاک - سخنرانی مصطفی ملکیان با موضوع معنویت از کتاب سنت و سکولاریسم موسسه فرهنگی صراط
To whom it may concern
I don't know how you can wrtie or talk about something that you don't know and insult others idaes ,by the way Jesus does need nobody to prove him,and he said joy to you if insult you because of me.
Jesus has invited every body and salvation is for all humagbeings but it is depend on every body's will and heart to settle him there ,he never enter your life without permision.
خوبه در ایران تبلیغ مسیحیت ممنوعه و ما از اینچرندیات راحتیم
Posted by: سهیل at October 7, 2004 08:19 PM